خواستم که شیدایت کنم مفتون چشمانت شدم
در عشق رسوایت کنم پای بند پیمانت شدم
خواستم سخن از دل بگم
دیدم دل میبری ، دین میبری ، مومن به ایمانت شدم
گفتم مرحم نهم بر زخم خویش سازش کنم با اخم خویش
بیهوده بود تجویز من محتاج به درمانت شدم
خواستم پنهان کنم این راز را این سوز و این گداز را
غافل که من انگشت نمای شهر و سامانت شدم
می دونی خیلی وقته که رفتی
دلمو تکه تکه کردی
مثل یک تکه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره کردی
یادته گفتی به من که عاشقی
حالا باش ببین چه وعده کردی
تو گفته بودی طبیب دل بیمارانی
پس طبیب دل من باش که بیمار توام
تو هم رفتی رها کردی دلم را
دو صد چندان نمودی مشکلم را
سلام دوست عزیز
وب سایت MyTheme.ir (قالب من) گرافیک منحصر بفرد و بسیار جذابی برای قالب های رایگان وبلاگ در همه موضوعات و زمینه ها ارائه داده. اگه می خوای وبلاگت جذابیت زیادی واسه بازدید کنندگان داشته باشه پیشنهاد می کنم حتما یه سر بزن قالب ها رو ببین و انتخاب کن. موفق باشی
آره فقط شعرتو عاطفی ترش بکن