X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مشاوره خانواده- پزشکی- زناشوئی و ...

لطفا سرقت علمی و ادبی نکنید برای تک تک مطالب زحمت کشیده شده نظر ات شما باعث دلگرمیم میشود این وبلاگ پزشکی.زناشویی میباشد ورودزیر۱۸ ممنوع.

چهارشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 17:40

خواستم که شیدایت کنم

خواستم که شیدایت کنم مفتون چشمانت شدم

در عشق رسوایت کنم پای بند پیمانت شدم

خواستم سخن از دل بگم

دیدم دل میبری ، دین میبری ، مومن به ایمانت شدم

گفتم مرحم نهم بر زخم خویش سازش کنم با اخم خویش

بیهوده بود تجویز من محتاج به درمانت شدم

خواستم پنهان کنم این راز را این سوز و این گداز را

غافل که من انگشت نمای شهر و سامانت شدم

می دونی خیلی وقته که رفتی

دلمو تکه تکه کردی

مثل یک تکه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره کردی

یادته گفتی به من که عاشقی

حالا باش ببین چه وعده کردی

تو گفته بودی طبیب دل بیمارانی

پس طبیب دل من باش که بیمار توام

تو هم رفتی رها کردی دلم را

دو صد چندان نمودی مشکلم را